دزد سر گردنه

بر گرفته از ویبلاگ شبهای پامیر

موسسه یا دزد سر گردنه

یکی از وجایب ما رساندن صدای حق طلبانهِ مردم بدخشان به گوش مقامات دولتی،  نهاد های مسئول و مردم شریف افغانستانست ما میخواهیم بر علاوهِ اینکه خدماتی ارزندهِ را در راستایی معرفی تاریخ ، فرهنگ ، اقتصاد ، منابع بشری و ارزشهای معنوی بدخشان نمائیم نارسایی ها ، حق تلفیها ، ستمها و مصائب را که توسط ارگانهای دولتی ، قلدران محلی ، موسسات داخلی و خارجی  در دوردست ترین نقاط بدخشانزمین بالای مردم بدخشان تحمیل میشود آشکار نموده و حقایق را درین موارد بازگو نمائیم

اینک درین شماره منحیث نمونه ارقامی را که در مورد ترکیب پرسونل دفتر مرکزی موسسه " کف" در فیض آباد بدست آورده ایم به نشر میسپاریم و ضمن آن از تمام بدخشانیهای آگاه ، رسالتمند و با وجدان که شهامت فدا کردن منافع شخصی را در پای منافع ملی دارند میطلبیم اگر اسناد یا معلومات موثقی را در مورد وجود خویشخوری ، قومگرای ، اختلاس ، حق تلفی ، بیعدالتی موسسات دولتی ، ملی ، بین المللی  در بدخشان دارندبما ارسال دارند ما آنرا به اطلاع تمام ملت شریف افغانستان میرسانیم. باید متذکر شویم که در مراحل بعدی اطلاعات رسیده در مورد موسسه "اکسفام" را که از سالها بدینسو مصروف یاد دادن شستن دست و روی به مردم شهر بزرگ است وشرکت  پدکو ، ال بی چی ، پی آر تی به نشر خواهیم سپرد.

در قدم نخست ما میخواهیم تا شهرت کارمندان موسسه "کف" را که فعلاً در بدخشان موظف بوده و تمام آنها خارج از ولایت بدخشان بر اساس سلیقهِ شخصی دایرکتر آن انتخاب شده است به نشر بسپاریم.

1- داکتر امان الله زاهد ریس دفتر کف بدخشان   با معاش ماهانه 1500 دالر  از ولایت لوگر

2-  داکتر بسم الله ترینر  با معاش ماهانه 800 دالر از ولایت لوگر

3- داکتر نظری با معاش ماهانه 800 افغانی از ولایت لوگر

4- ضیاء الرحمن خواهر زاده داکتر بسم الله با معاش ماهانه 900 دالر از ولایت لوگر

5- حیات الله اقارب داکتر یاسین مدیر اداری با معاش ماهانه 900 دالر از ولایت غزنی

6- تمیم پسر خیشنه داکتر یاسین مسئول مالی با معاش ماهانه 600 دالر از پغمان

7- حیات الله از اقارب داکتر یاسین با معاش ماهانه 800 دالر از خوست

8- داکتر قریشی از اقارب داکتر یاسین با معاش ماهانه 700 دالز از لوگر

9- دستگیر از اقارب داکتر یاسین در کلینیک جرم با معاش ماهانه 530 دالر از ننگرهار

تمام این افراد در دفتر کف بدخشان از بودجه کمکهای مردم بدخشان اعاشه و اباطه میشوند.

با ید متذکر شد که این موسسه برای پرسونل محلی  مسلکی به شمول دوکتوران شفاخانهِ فیض آباد و کلینیکهای دیگر ماهانه 250 دالر معاش میدهد درحالیکه این پرسونل محلی است که شب وروز کار میکنند ، بیماران را مداوا میکنند ، نوکری اجرا میکنند در حالیکه پرسونل دفتر مرکزی در شهر نو لمیده و مصروف گذراندن خوابهای موسمی خود هستند.

همانگونه که میدانیم دفتر کف بر اساس قرار دادی که با وزارت صحت عامه بست مسئولیت عرضه خدمات صحی را به بدخشان بدوش گرفت تا کمکهای را که جامعه جهانی در عرصه صحت ببدخشان نموده است به مردم برساند که این موسسه و تمام موسسات دیگر تطبیق کننده در حقیقت مانند یک قراردادی یا تکه دار هستند که در قرار داد کمیشن مشخصی برایشان در نظر گرفته میشود تا برنامه را تطبیق نمایند که این کمیشن را از قبل از جمع بودجه جدا کرده اند.سوال درینجاست که چرا موسسه تمام پرسونل دفتر مرکزی خود را از افراد خارج بدخشانی  باخود آورده است.زیرا که اگر بدخشانیها در داخل دفتر باشند اختلاس آنها افشا میشود و هم خویشاوندان و اقارب بی کفایت و بی سرنوشت آنها همچنان بیکار میماند سوال دیگر درینجاست که کدام مرجعی قانونی اسناد تحصیلی ، سوانح ، تجربه و سابقه کار اینهمه را ارزیابی نمود؟همه میدانیم زمانیکه یک پروژه یا بودجه بیک ولایت کمک شد باید مردم ساکن در آن محل از تمام مزایای پروژه به شکل متوازن استفاده نمایند و بودجه باید در خدمت مردم همان ولایت قرار گیرد در حالیکه اکثر موسسات موجود در بدخشان از دریور گرفته تا گارد و مامور و محاسب و داکتر و انجیر را باخود می آورند.مگر در بدخشان قحط الرجالیست؟ آیا درینجا اگر داکتر و انجنیر پیدا نشود گارد ومامور و محاسب و دریور هم پیدا نمیشود؟ درحالیکه همین حالا بدخشان یکی از جملهِ ولایاتیست که بیشترین کدرها و متخصصین را در تمام عرصه ها دارد. همین حالا صدها داکتر و انجنیر و حقوقدان و اقتصاددان و دیپلوم و ماستر بدخشانی در سراسر کشور و به خصوص در کابل بی سرنوشت و بیکار اند.چرا کدر های بدخشان بکار گماشته نمیشوند تا حد اقل اگر از ترس خدا نباشد از شرم مخلوق برای وطن خود کار نمایند .

موسسات داخلی و خارجی که در بدخشان کار میکنند باید در قدم نخست کارمندان مسلکی و غیر مسلکی خویش را از بدخشانیها بیگیرند زیرا پروژه برای در صورتیکه افراد مسلکی از بدخشان نیافتند که این ابداً ممکن نیست افراد غیر بدخشانی را بر اساس اهلیت ، شخصیت ، دانش، اخلاق و تجربه بکار گمارند نه بر اساس روابط ، قومیت و پیوندها.زیرا این پروژه ها برای بدخشانیها و بدخشانست اگر یک هدف پروژه بازسازی است هدف دیگر آن کاریابی برای مردم محل است.نه اینکه مانند نیشکر شیره اش را دیگران بنوشند و چوبش برای بدخشانیها برسد.ازجناب وزیر صحت که ما یقین داریم ازین همه خبر ندارند که اگر میداشتند چنین ظلم و حق تلفی را به هیچ وجهی در حق مردم بدخشان پذیرا نبودند مصرانه میخواهیم تا شخصاً در مورد کارمندان این دفتر در بدخشان تصمیم گرفته و افراد را بر اساس لیاقت ، شایستگی و نیازمندیهای موجود به کار گمارند زیرا با یک امضای قرار داد مسئولیت شان رفع نمیگردد.در غیر آن ما یقین داریم که جناب وزیر هم با این گروه شریک است.

همچنان از نمایندگان بدخشان در مجلس نمایندگان ، مجلس سنا ، شورای ولایتی و مقامات دولتی بدخشان مصرانه خواستاریم تا در قسمت شیوهِ کار ، ترکیب کارمندان ، موثریت پروژه ها و چگونگی مصرف بودجهِ موسسات داخلی ، خارجی و ملل متحد در بدخشان دست به کار شوند در غیر آن عده عوامفریب و استفاده جو تمام بودجه های تخصیص داده شده ببدخشان را تاراج نموده و راهی خانه های خویش میشوند و در پایان کمپاین بازسازی افغانستان ، بدخشان همچنان ویرانه باقی خواهد ماند و از آنعده بدخشانیهای که با این موسسات در معامله هستند میخواهیم به خاطر نفع شخصی ناچیزی که ازین معاملات میبرند اعتماد و اعتبار مردم بدخشان را به لیلام نگذارند و از مردم بدخشان میخواهیم تا در مقابل چنین رویدادهای بی تفاوت ننشینند و مانند سنگها بیصدا نباشند زیرا این بودجه ها حق آنهاست که دیگران به یغما میبرند.با استفاده از شیوه های معقول و مسالمت آمیز با این فساد فزاینده به مبارزه بر خیزند و صدای خویش را به گوش مسئولین برسانند زیرا حق داده نمیشود بلکه گرفته نمیشود از موسسه یو اس اید و مقام ولایت بدخشان خواهانیم تا جهت بررسی موضوع هئیت با صلاحیت را تعین دارند تا موضوع را بررسی نماید و درصورت لزوم مسئولین کف را به جرم رعایت نکردن قانون انجیو ها و قومگرای و استخدام اقارب شان به محاکمه کشانند در غیر آن مردم بدخشان خود شان دست به کار شده و تظاهرات گسترده را بر علیه اینگونه جنایات انجیوها به هراه خواهد انداخت.ما خواهانیم راندن موسسه بدنام و رسوای کف وکارمندان بی سواد آن از بدخشان هستیم

/ 0 نظر / 7 بازدید