پای دار

پای دار

اینجا ستاره ها همه تحقیر می شوند

اندیشه های سبز زمینگیر می شوند

حلاجیان که سد خرافات بشکنند

در چهار راه توطیه تکفیر می شوند

شیران بیشه های رهایی و عافیت

در گیرودار معرکه نخجیر می شوند

اندر هجوم گرم نفسهای بی حجاب

آئینه ها که خیرهِ تصویر می شوند

فریاد های بسته به زنجیر مدعا

در شامگاه حادثه شبگیر می شوند

دستی اگر بلند شودقطع می کنند

بهر کمان دشمن ما تیر می شوند

با تیغ شب به شاهرگ خورشید می زنند

مردان اسیر پنجهِ تزویر می شوند

تاراج باغ آیت میلاد درد بود

کم کم کلاغها همه جاگیر می شوند

برخوان آفتاب نشسته غلام شب

پروانه های یخزده دلگیر می شوند

گوی که روز حشر بپا شد درین دیار

بس کودکان چوان نشده پیر می شوند

همت بلند نیست که سازند خوی را

ناکرده ها حواله به تقدیر می شوند

گرراهیان وادی تنهای و سکوت

همت کنند روزی جهانگیر می شوند

این حلقه های پاره که روزی به هم رسند

بر دست و پای توطیه زنجیر می شوند

سروده داکتر صبغت الله خاکساری

 

 

/ 0 نظر / 15 بازدید