کمکهای اضطراری...

کمکهای اضطراری در بدخشان به مستحقین نمی رسد

همانگونه که همگان میدانند ولایت بدخشان از جمله ولایات فقیر ، دورافتاده و صعب العبور کشور است که راه رفت وامد بیشتر از ده ولسوالی آن درجریان سال 4-5 ماه باز بوده و 4 ولسوالی آن اصلاً راه موتر رو به فیض آباد نداشته بلکه متکی به راه های کشور تاجکستان است از جانب دیگر با وجود جغرافیای دشوار کمترین زمین زراعتی را به تناسب نفوس خویش داراست.

براساس معیارات نهاد های ملی وبین المللی یک میلیون وپنجصد صد هزار سکنه بدخشان سالانه به دوصد و ده هزار تن گندم نیاز دارد که ( نیم کیلوگندم برای یکنفر روزانه)ازین جمله  120 هزار تن از زمینهای زیر کشت بدخشان ( 132 هزار هکتار زمین للم و ابی که حاصل حد اوسط ان امسال 0.9 تن فی هکتار بود ) بدست آمده و مطابق محاسبات دقیق 60 هزار تن توسط سکتور خصوصی به مارکیتهای محلی عرضه می شود که درنتیجه به 30هزار تن گندم دیگر نیازمندی احساس می شود.

موسسه غذای جهان و دولت افغانستان در سالهای گذشته در حدود 16 هزار تن گندم را از طریق برنامه کار در مقابل غذا ، صحت در مقابل غذا، تعلیم در مقابل غذا و توزیع رایگان به بدخشان وارد کرده اند( البته به رویت اوراق و گزارش ، عمل را خدا خدا خودش بهتر میداندزیرا مشاهده لپ وجپ کارمندان خشره وپائین رتبه موسسه غذای جهان و ادارات ذیدخل درقضیه وقصرهای انها هزاران سوال را در ذهن بدخشانیهای ساکت اما زرنگ تداعی میکند)که درصورت توزیع عادلانه این مواد بازهم در حدود بیشتر از ده هزار تن گندم کمبود می کند.تجارب سالهای گذشته به وضوح نشان داد که بخش زیادی ازین مواد غذای در اختیار مستحقین قرار نگرفته و درقدمه های مختلف حیف ومیل گردیده است.ازانجائکه تقسیمات مواد غذای سازمان غذای جهان به ولسوالیها در مرکز بر اساس سلیقه های خاص صورت میگیرد باعث بروز نارضایتی در نحوه توزیع در بدخشان میگردد.بخشی ازین مواد در فیض آباد در روز روشن در پیش جشم مردم به فروش میرسد. قسمتی هم شبانه از دیپوهای ریاست انکشاف از درودیوار کشیده شده وخانه به خانه می شود ،در قدم بعدی عدم صداقت مسئولین محلی  و عدم رعایت توازن  در توزیع مواد غذای باعث می گردد تا بخش ازین مواد به مناطقی سرازیر شود که افراد با نفوذ در دولت ، پارلمان یا شورای ولایتی دارند که با کمال تاسف بازهم درین محلات این مواد به مستحقین اصلی نمیرسد.

مشکل عمده دیگر نرسیدن به موقع مواد به مناطق کوهستانی مانند دروازها، پامیرات ،کران ومنجان ، راغها و شغنان است چنانکه دو سال قبل مواد کمکی  دروازها برای مدت یکسال در قلعه خم تاجکستان انبار شد وقراردادی که وابسته به یکی از وکلای پارلمان وشریک او بود از رساندن مواد به درواز عاجز ماند که بیشتر این مواد فاسد شد همچنان مواد کمکی سال 1387 ولسوالی خواهان بعد از یکسال باقیماندن در  قلعه خم در نهایت به  سال بعدی به شغنان منتقل شد . 600 تن مواد غذای سال 1388 ولسوالی ماه می بعد از 6 ماه توقف در قلعه خم بعد از نشر خبر آن از طریق تلویزیون آریانا اجازه عبور از مرز را یافت.

اینهمه آغاز مشکلات است زیرا بعد از رسیدن مواد به ولسوالی ها ،بخش دیگری ان توسط مسئولین محلی ، متنفذین و زورمندان غیر مستحق قبضه می شود و بعدً بقیه مواد گور وچو مسئولین ودست اندرکاران می شود که در بسیاری موارد به یک فامیل مستحق فقط نیم تایک بوجی گندم می رسد ، باید متذکر شد که در بیشتر موارد شوراهای انکشافی که توسط چند نفر محدود رهبری می شوند و بقیه مردم در حاشیه می مانند توزیع مواد را به عهده میگیرند که تخلفات ظالمانه یی را در جریان توزیع مرتکب می شوند درین موارد ریس معاون و خزانه دار شورا مانند پول های همبستگی ملی بیشتر مواد را خود شان گرفته و مابقی را به افراد می بخشند که با انهاوابسته باشند و نیازی چندانی به مواد ندارند، مواردی وجود داشته که مواد کمکی در خانه های افراد به صدها بوجی تخلیه و بعداً غیب شده است.

همچنان در توزیع مواد صحت در مقابل غذا ، تعلیم در مقابل غذا وپروژه های حرفوی نیز حیف ومیلهای گستره صورت میگیرد و صدها موارد مشاهده شده که منسوبین معارف و شفاخانه ها در تبانی با مسئولین محلی کارمندان موسسه کمک دهنده مواد غذای را حیف و میل نموده اند البته کارمندان موسسه هم درین معاملات شریکند.

اینهمه درحالی صورت میگیرد که مقامات محلی بیشتر مواد غذای ( شیر ، بسکیت ، روغن ، دال نخود ، چای ، شکر وغیره) ومواد غیر غذای مانند بسته های پوشاک زمستانی و کمپل را که باید در مناطق روستای ودور افتاده برای فقرا و آسیب دیدگان توزیع شود در مرکز ولایت به وابستگان و افراد غیر مستحق به شکل کتلوی می بخشند که اسناد کافی در زمینه وجود دارد.

بر علاوه بعضی وکلا و کاندیداها مواد کمکی دولت را جهت اخذ رای به طرفداران خود در محلات توزیع نموده اند که می توان از توزیع مواد سازمان غذای جهان در یمگان ، کمکهای موسسه آی او ام در درایم و توزیع کمکهای کشور امارات  که به نام  بیجا شدگان درواز گرفته شده بود در راغ ها یاد کرد که این عمل در بساری موارد باعث بروز تشنج بین مردم در محلات گردیده است.

از جانب دیگر در بسیاری موارد ملاحظه شده که  صلاحیت توزیع کمکهای نقدی یا جنسی مرکز توسط مکتوب رسمی کمیته اضطرار به  وکلای پارلمان داده شده که در بسیاری موارد این کمکها بر اساس سلیقه وکلا به افراد وحلقات مشخص توزیع گردیده است.

پولهای نقدی که سالانه منحیث سهمیه کمکهای اضطراری به بدخشان ارسال می شود توسط مسئولین حیف ومیل شده بعداً اسناد مصرف تقلبی ان به مرکز ارسال میگردد.

 زیرا در بدخشانی که سرمه را از چشم می زنند هیچکس پول نقد را به کسی نمیدهد.

به هر حال در جریان سال 1389 به علت تداوم بارندگیها در بهار و زمستان زود رس از یکطرف و شیوع مرض سرخی گندم 30 فیصد حاصلات بدخشان کم گردیده و امسال نیازمندی بیشتری به مواد غذای احساس می شود تا فعلاً مقداری مواد غذای از طریق برنامه های موسسه غذای جهان وارد بدخشان شده البته براساس راپور این موسسه توزیع شده اینکه چقدر ان به مستحقین حقیقی رسیده و چقدر حیف و میل شده خداوند بهتر میدانداما تا کنون در قسمت رساندن مواد غذای دولت وکمیته اضظرار به محلات کوهستانی اقدامی موثری نشده است که شاید کمیته اضطرار مانند سالهای قبل ، بعداز بندش راه های ولسوالی بدخشان به فکر ارسال مواد می شوند چون اکثر مسئولین این کمیته در مرکز به اقلیم وجغرافیای بدخشان آشنای ندارند خیال میکنند که راه های بدخشان مانند راه های ولسوالی های کابل و اراضی آن مانند اراضی قندهار است که درصورت بروز چنین حادثه که بیشتر مسئولین محلی هم که درفساد تخصص دارند بدین مسئله خوش اند زیرا زمینه حیف ومیل مواد غذای ولسوالیها که به علت بندش راه در مرکز انبار می شود آسانتر بوده وتکمیل اسناد آنهم آسانتر است.

همین حالا در مناطق کوهستانی بدخشان کمبود شدید مواد غذای احساس شده و مردم درواخان علف می خورند برای تداوی بیشتر از یکصد هزار نفوس ولسوالیهای زیباک ، خاش ، یمگان و کران و منجان بر اساس پالیسی  ناقص وزارت صحت عامه داکتر وجود ندارد اما جای تاسف درینجاست که مسئولین محلی از تمام این نارسایی ها منکرند و راپور های دروغین را همیشه به مرکز ارسال می کنند که از یکطرف مرتکب خیانت به هزاران هموطن مظلوم خود می شوند و از جانب دیگر مسئولین دولتی در مرکز را اغفال می نمایند با کمال تاسف که فرهنگ نا  میمون رد وانکار به جا مانده از نظامهای منحط توتالیتر تا هنوز در کشور ما حاکم می باشد وهر کس در هرجا بدون در نظر داشت حقایق وواقیعتها از نا توانی خود و نهاد خود انکار نموده و موجودیت تمام نارسایی ها را در کار خود رد می کند وخود را صددرصد موفق قلمداد می کند که این خود باعث عقده مندی و نارضایتی گسترده مردم  میشود که این به نوبه خود باعث گسترش نا امنی میگردد.حتی در بسیاری موارد  مسئولین بیکاره ومفسد محلی با بی شرمی تمام از بروز حوادث ناگوار ، شیوع امراض انکار می نمایند.

ما بدینوسیله از رهبری چمهوری اسلامی افغانستان صمیمانه می خواهیم تا در قسمت اتخاذ تدابیر جدی جهت رساندن مواد غذای وسایر کمکها به مردم محروم بدخشان توجه نموده هئیتی صادق و مسلمان نه فاسد ورشوه خوار ومعامله گررا جهت بررسی موارد فوق موظف نمایند،در غیر ان ما به خاطر دفاع از حق محرومان مجبور هستیم اسناد ومدارک مستند را در اختیار رسانه ها بگذاریم.

/ 0 نظر / 20 بازدید