صدای بدخشان - سال هفتم شماره19

صدای بدخشان

شماره نزدهم   سال هفتم

فساد اداری ازکجا آغاز می شود؟

فساد اداری یکی علل اساسی ضعف و سقوط نظامها و تشدید فقر و بی نظمی در جامعه می باشد به عباره دیگر فساد اداری پیشقراول ظلم، حق تلفی ، گسترش فساد اخلاقی،اختلافات ودر نهایت نارضایتی عمومی وسقوط نظامها میگردد.

فساد واژه قابل فهم برای بیشتر اصحاب اهل پژوهش و مطالعه می باشد اما ایجاب می نماید تا جهت تجسم واضحتر آن در ذهن خواننده تعریفی مشخصی از فساد را ارائه داریم بانک جهانی دو تعریف از فساد را ارائه کرده است ذیلاً می نگاریم:

1-                سوء استفاده از قدرت عمومی برای بهره گیری شخصی

2-                پیشنهاد دادن ، دریافت،یا تقاضای هر چیز با ارزش برای تاثیر گذاری برروی رفتار یک کارمند دولتی درفرایند انجام یک کار یا یک قرارداد.

همچنان خانم امنولدسن یکی از متخصصین بخش مطالعات در مورد فساد در زمینه می نویسد:

"فساد یک سوء استفاده از کالاها و امکانات دولتی ومردمی توسط مامورین دولتی برای بهره گیری شخصی است"

ودر ادامه انواع و ابعاد فساد را چنین تشریح می نماید:

1-    رشوه   (Bribery     ): نوع فسادی است که برای دریافت خدمات دولتی یا دستیابی به امکانات و امتیازات  به کارمند دولت پول داده می شود .

2-    اختلاس (   Embezzelment): به حالت گفته می شود که شخص خارج از چوکات قوانین و مقررات با روشهای غیر قابل کنترول وغیر قابل مجازات عمومی ، از قدرت خود سوء استفاده میکند.

خانم امنولدسن  می نویسد:

·        "اختلاس یکی از مهمترین روش های کسب ثروت است"

·        "دارندگان قدرت به طور سیستماتیک ازدفترکارسیاسی خوددرجهت تامین وگسترش اهداف اقتصادی شخصی خود سوء استفاده میکنند"

·        "در برخی از کشورها سیاستمداران برجسته ، تجارت خارجی و منابع انحصارات را ( اسماً) ملی کرده وازین طریق آنرا مجداً بین اعضای خانواده ها ، وابستگان یا شرکای تجارتی  خویش توزیع میکنند"

·        به بهانه خصوصی سازی (   Privatization) تعداد زیادی از شرکتهای دولتی و نیمه دولتی  را به قیمت بسیار نازل به دوستان و خاانواده وزرا و ریس جمهور ها منتقل شده اند

3-    ترفند هایی اقتصادی (  Fraud) :روشی غیر قانونی ونامشهودی است  بگونه که مثلاً وقتی مامورین ونمایندگان دولتی در یک شبکه غیر قانونی تجارت شریک باشند وانواع وسایل و مواد را به طور قاچاق وارد یا صادر کنند"

این روش به گونه دیگری هم انجام می یابد طوریکه وزرا و مسئولین دولتی  ادارات چشمان خود را در مقابل اعمال غیر قانونی  بسته  ودر مقابل سهم خود را دریافت می کنند بایارت و همکارانش این روش را  ترفند های کثیف سیاسی (  Dirty Tricks Politics) می نامند.

4-    باجگیری ( Extortion ) : باج گیری به دو نوع است:

·        باجگیری از پائین (    Extortion from below): وقتی است که نیروهای غیر دولتی مانند مافیا در رووسیه وایتالیا( در افغانستان این شیوهی معمول زورمندان است) قادر به اعمال نفوذ بین افراد اعضاء دولت وتمام سازمانهای حکومتی از طریق تهدید به قتل یا اختطاف  گردیده و امتیاز میگیرند مانند:

·        امتیازات شغلی ( معرفی افراد یاخود شان در پستهای مهم دولتی)

·        آزادی از پرداخت مالیات ( درافغانستان زورمندان از پرداخت تکس  کرایه منازل ، بلند منزلها واماکن تجارتی و دربسیاری موارد حق العبور وسایط و حتی پول آب و برق خویش ابا می ورزند)

·        آزادی از مجازاتهای قانونی( نیازی به توضیح ندارد همه روزه می بینیم که وابستگان  مافیای فساد و زورمندان دست به انواع جنایات اخلاقی ، اقتصادی و جنای می زنند و یک ساعت توقیف هم نمی شوند).

·        باج گیری از بالا (   Extortion from above):  وقی است که دولت خود به بزرگترین مافیا مبدل می شود مصلاً زمینکه حکام از بخش خصوصی باج میگیرند  وخون انها را می مکند مانند:

·        وضع مالیات های سنگین ، محدودیت امتیازات ، کنترول وبازرسی بی رحمانه پلیس.

·        انتظار تامین مادی تبلیغات ریاست جمهوری

·        باجگیری نیروهای امنیتی در جاده ها

5-    امتیاز دادن (  Favouritism) : شامل امتیاز دادن به دوستان ، اقوام وافراد خاص می شود ( این رسم در افغانستان سابقه کهن دارد) . مثلاً خصوصی کردن یک کارخانه  ودادن ان به اقوام مقامات ، دادن پستهای دولتی به خویشاوندان ووابستگان ( این رسم در تمام سطوح ادارات افغانستان معمول است).

6-    امتیاز دادن یک نوع خاص هم دارد که به نام امتیاز "ایلی "  (   Nepotism) یاد می شود و ان امتیاز دادن به خانواده خود به فرزندان خواهر وبرادرو پسر خاله  ودیگر اقوام می باشد. 

خانم امنولد سن می نویسد :

·        بسیاری روسای جمهور اقوام و بستگان خود را بر پستهای مهم سیاسی ، اقتصادی و نظامی می گمارند.

·        برخی دیگر برین کار گمارده می شوند که زمینهای  دولتی یا بایر را به قیمت ارزان بخرند وسپس ازان برای کارهای مختلف دولتی بهره برداری کنند ( مانند شره سازی ، ساختن کارخانه ها یا فروش دوباره زمینها به قیمت بلند) که ازین طریق ثروتهای ملی کشور در کام خانواده ها میرود.

این امتیاز دادن نه فقط به علت نبود یک  نظام حقوقی  و قضای نشات می کند بلکه به علت نبود توانای در کاربرد اقتصاد فعال تولیدی، بهره گیری از امکانات رشد واحد های خرد اقتصادی،سازماندهی اقتصادی و اجتماعی  کشور بر اساس یک نظام اقتصادی فاسد می باشد.

امنولد سن در پایان " تیئوری توزیع مجدد فساد" را مطرح میکند و می گوید:

در تعامل فساد بین دولت وبخش خصوصی ، دولت یک بازیکن ضعیف است ، عوامل ایجاد فساد فعالند و دولت منفعل ، عوامل فساد از دولت بیشترین بهره برداری را می کنند، سیاستمداران خریده می شوند تا قوانین و مقررات را طوری طراحی کنند که منافع افراد بهره برنده تامین شود، در نتیجه زنده ماندن یک حکومکت به ان بستگی دارد که تاچه حد منافع یک گروه خاص را تامین نماید. درین بازی ، بازنده دولت استو

برندگان کسانی اند که منابع ملی و عمومی را به طور استثنایی ارزان می خرند وتا پایان این بازی از هر گونه گزند مصئون می مانند. نتیجه نهای این بازی بازنده شدن دولت در زمینه سیاسیی و اقتصادی است.

در مورد عوامل بروز فساد در جوامع نظریات مختلف وجود دارد دانشمندان زیادی غربی مانند دورکهایم ، مرتون ف  دیویس، وستاز، دوزنبری ،   با انجام تحقیقات دامنه دارد نظریات خود را در مورد عواملل فساد ارائه کردند نزدیکترین نظریه به وضعیت فعلی  فساد مسلط بر افغانستان را می توان در نظریه دورکیم سراغ کرد نظریه دورکیم را می توان بدینگونه دخلاصه کرد:

·        بحرانهای اقتصادی ویا رشد سریع اقتصادی  باعث دستیابی عدهِ  به یک ثروت ناگهانی می شود ( پولهای باد اورده)

·        دستیابی به ثروت یک عده در واقع به قیمت فقر عده زیاد افراد جامعه میگردد.

·        فقرا با مشاهده وضعیت خوب ثروتمندان احساس نیاز بیشتر میکنند و درانان ارزوهای به وجود می اید  که قبل ازان نداشته اند.

·       

/ 0 نظر / 55 بازدید