تو با زمانه مساز

توبا زمانه مساز

زمانه با تو  نسازد ، توبا زمانه مساز

بساط کهنه به هم زن ، نظام تازه بساز

زمانه بی هنر وسفله پرور وستمکارست

مخور فریب زمانرا، به هیچ خویش مساز

زعجز ولابه وزاری ،  مراد کی شود حاصل؟

بسان سیل خروشان ،برو به پیش و بتاز

سفرچوپیش گرفتی،  کمر به توشه ببند

رهی که میروی دارد، بسی نشیب وفراز

هلا! به جنگل گیتی ، چو شیر غران باش

بزن به فرق پلنگ وشکن ، دهان گراز

درین قلمروشطرنچ ،دعوی یی وزارت کن

پیاده ها که مردنی هستندازهمان آغاز

درین محله یی نیرنگ ،دستها پرازسنگست

لباس ژنده مپوش و دکان شیشه  مساز

اسیر سامری گشتن ، زرسم موسی نیست

 گوساله های طلایی، بسوز و مکتب ساز

کوالالمپور- مالیزیا

ثور-1388

/ 1 نظر / 4 بازدید
سلام

سلام به تو بيا تو فارم فا دات کام به پرو فايل من هم توش سر بزم مهســـــــــا منتظرم