استعداد من بالاتر از بدخشان است

 

بر گرفته از سایت انترنتی پیام مجاهد منشى عبدالمجید: باید با کمال فخر بگویم که من استعداد و توانایی ام بالاتر از ولایت بدخشان است، من دیگر علاقهِ به بدخشان ندارم

"مصاحبه از: جاوید روستاپور" منشی عبدالمجید در سال 1330 در بغلان مرکزی زاده شده است. دوره ابتدائیه و متوسطه را در زاد گاهش به پایان رسانیده وسپس در خان آباد قندز دوره لیسه را تمام نموده است.عبدالمجید بعد از ختم دوره لیسه شامل دانشکدۀ کشاورزی دانشگاه کابل شده در سال 1352 سند فراغت بدست آورده است. منشی مجید بعد از سپری نمودن عسکری ، به عنوان مامور زراعت در فارم گورگی لشکرگاه هلمند آغاز وظیفه نموده است. تا اینکه کودتای هفت ثور شد بعد از کودتایی خونین هفت ثور منشی مجید توسط نظام وقت گرفتار و به زندان برده شد.وی بعد از اینکه در اواخر سال 1357 خورشیدی از زندان رها گردید راهی دیار هجرت شد و مدت 14 سال در هجرت بسر برد.از منشی مجید پرسیدم که در دوران جهاد با کدام تنظیم وابسته بودی؟!گفت این ضرورت را نمی بینم که با که و کدام تنظیم کار میکردم؛ اما باید بگویم که در صف مجاهدین در جهاد بودم.منشی مجید در سالهای 1369 در حیات آباد پاکستان مشغول ادامه تحصیل «ماستری» شده اما نسبت ناملایمات روزگار نتوانست که ماستری اش را به پایان برساند.بعد از پیروزی مجاهدین در سالهای 1371 منشی مجید به صفت معاون اول وزارت داخله کار می کرد، که بعد از دو سال به عنوان سرپرست این وزارت ایفای وظیفه نمود.بعد از اینکه محمد یونس قانونی وزیر داخله شد آقای مجید به حیث رئیس عمومی اداره امور نیز ایفای وظیفه می کرد. که این سمت را حتی در سالهای اول مقاومت هم بدوش داشت. او بعد از یک سال در دوران مقاومت به کشور ایران کوچید و تا پایان حکومت طالبان در آنجا بسر می برد. همزمان با ایجاد ادارۀ موقت دوباره به افغانستان برگشت و به صفت مشاور ارشد وزیر امور داخله وظیفه اجرا کرده و بعد از آن به حیث والی لوگر تعیین گردید. اما بعد از مدتی از این پست کناره گیری کرد و مسئولیت نشر اخبار دعوت اسلامی را بدوش داشت.منشی مجید از اوایل سال 1383 بدین طرف به حیث والی بدخشان ایفایی وظیفه می کند.او در این گفتگو با پیام مجاهد گفت نام اصلی من چیز دیگری است ( نام اصلی او سرور سیاه است) اما نسبت مشکلات که پیش آمد برای خود اسم مستعار"منشی عبدالمجید" را گذاشتم. به سلسله گفتگو های هفتگی به سراغ اقای منشی مجید رفتم تا در مصاحبه ما حاضر شوند.والی صاحب از مدت که به حیث والی بدخشان ایفای وظیفه کرده اید مهم ترین ابتکار شما تا حال چه بوده؟باید من از ابعاد مختلف به بدخشان فکر میکردم، اولین کاری که کردم تأکید برتأمین امنیت بود. چون هیچ شکی وجود ندارد که عناصر مختلف امنیت را تهدید می کنند. از آن جمله، اختلاف نظر میان افراد و گروه‌ها می باشد. بدخشان در حد یک جامعه روشنفکری قابل مطالعه می باشد. افراد، بخصوص جوانان اینجا معمولاً ظرافت های خاص خود را دارند.یکی از کارهایی که انجام دادم غیر از مسئله امنیت، فضا را باز ساختم، هرکس میتواند نظرات وطرحهای خود راداشته باشد. با شیوه‌ های گوناگون توانستم آنها را نزدیک بسازم تا اینکه اختلاف نظر از سر راه برداشته شود.در اینجا زیر عناوین مختلف چپ و راست ذهنیت‌هایی وجود داشت که بسیار حاد بودند؛ اما فعلاً چیزی بدین نام ها وجود ندارند – شما میتوانید در سراسر بدخشان پرسان نمائید ( ضرورت به پرسان نیست  همه میدانند که 4 سال قبل در بدخشان 100 فیصد امنیت حاکم بود اما امروز 50 فیصد نا امنی است در جریان امسال ده ها خانه در شهر فیض آباد دزدی شد تا حال چند مجرم را گرفتار کردید؟)، چون من در این راستا مسئولیت دارم بناءً کوشش کردم که مردم را به طرف شگوفایی و آبادی سوق بدهم یکی از مهم ترین ابتکارات من این بود که برنامه پنج ساله را روی دست گرفتم، که هنوز دولت این کار را شروع نکرده بود. با جوانب مختلف جلسات دایر کردیم و روی این اصل بحث کردیم که اولویت های کاری ولایت، در یک انکشاف متوازن کل ولایت از کدام حالت قابل مطالعه است. بدین خاطر هیئتی را از موسسات خارجی و باترکیب یک تعداد از عناصر ولایت خصوصاً سکتور های انکشافی و اقتصادی موظف ساختم که در هر قریه ولایت بدخشان بروند و ضروریات مردم را جمع بندی نمایند.این برنامه مدت شش ماه را در برگرفت، و درهمین مدت شورای ولایتی هم تاسیس شد و از همه خواستم که با ما همکار باشند. بعداز آن این هیئت اولویت های کاری را جمع بندی نمودند و اتاقی را بنام اتاق پلان انکشافی ولایت ساختیم که در هفته یک مرتبه جلسه دایر میشد. بالای مواد خام بحث می کردیم و بلاخره مهمترین مواد را بیرون کشیدیم تا در عمل پیاده شود.در سالهای اول رقم کشت مواد مخدر در حدود 90% فیصد بود اما حالا این رقم تقریباً به صفر رسیده، چگونه توانستید که مواد مخدر را از بین ببرید؟برای موفقیت در کار؛ چند عنصر بسیار مهم را ضرورت دارد. اول نیت صاف، دوم ارادۀ قوی و سوم پشت‌کار و جلب همکاری. در سال اول که من به حیث والی مقرر شدم در بدخشان بیشتر از سیزده هزار هکتار – که معادل شصت و پنج هزار جریب زمین می شود. مواد مخدر «تریاک» کشت بود. این موضوع برای ما بسیار سرشکستگی بود – که من والی و رقم کشت کوکنار در حد فوق‌العاده زیاد!اما باید بیان نمایم که دولت کدام پالیسی خاص و استراتیژی مشخص در برابر محو کشت کوکنار نداشت؛ در آخر همان سال یک جلسه کلان برگزار شد در خیمه لویه جرگه در کابل – دولت گفت که باید کوکنار نباشد بناً من هم قاطع شدم که باید تریاک از بدخشان محو شود چون استراتیژی دولت در این راستا مشخص شد. من هم برای مردم اعلان داشتم که باید کشت کوکنار نابود شود.کار های خود را در دو بخش عملی و آگاهی عامه شروع کردیم. از ولایت آغاز کردیم و در سطح تمام ولسوالی ها آگاهی دادن را در همکاری با علما و محاسن سفیدان قوم کار خود را شروع کردیم. برای مردم گفتیم تا جایی که امکان د ارد ما برای شما شغل ایجاد میکنیم تا اینکه در سال دوم بیشتر از هفتاد و دوفیصد کشت کوکنار را پایین آوردیم و در سال سوم کوکنار را به صفر رسانیدیم، و فعلاً در بدخشان کشت تریاک وجود ندارد. باید با کمال فخر بگویم که همکاری مردم در هر صورت با ما بوده است. تا اینکه ما موفق شدیم.در راستای محو کشت کوکنار وزارت مواد مخدر چه همکاری های را کرده تا حال؟وزارت مواد مخدر تا حال مصارف آگاهی عامه را که علیه کشت کوکنار آگاهی داده می شد بدوش داشته و پرداخته است. واقعاً مصارف محو کشت کوکنار را از قبیل تیل ترکتور – و پول کارکنان و یا هم مصرف رفت و آمد تیم های کاری را می پرداخت... کمک دیگری برای ما نداشته تا حال.بعضی ها بدین باور هستند که شش میلیون دالر یکی و دو میلیون دالر دیگر بدیل کشت کوکنار کمک شده اما تاحال معلوم نیست که این مقدار پول در کجا به مصرف رسیده شما گفته میتوانید که این موضوع از چه قرار است؟این اعلان امتیاز از طرف سفارت امریکا و نمایندگی های بریتانیه شده، اما تاحال به هیچ صورت این پول را نه به وزارت مواد مخدر می‌دهند و نه به وزارت انکشاف دهات، ما تاحال منتظر هستیم. وعده عملی شدن پروژه مبارزه با مواد مخدر داده می شود اگر پروژه های ما از طریق این دو وزارت خانه عملی شد کارها را به پیش می بریم و اگر عملی نشد میدانیم که تمام وعده های داده شده دروغ است. برخلاف آنچه تاحال وعده داده شده یک پول هم برای ما داده نشده است.از یک طرف کشت مواد مخدر در بدخشان محو شده، اما از جانب دیگر قاچاق برآن مواد مخدر بسیار زیاد شده اند بخصوص در شهرک های – سرحدی – چه دلیلی وجود دارد؟باید بگویم که 90 % قاچاق مواد مخدر در بدخشان از روزی که اینجا آمده‌ام، امسال کم شده، در گذشته ها در اکثر ولسوالی ها (شهرک ها) مرکز قاچاقبران افغانستان بودند. اما در راستای استعمال مواد مخدر: از دهها سال بدین سو مردم بدخشان مواد مخدر را استعمال می کنند. دو عامل باعث استعمال مواد مخدر در بدخشان است: اول فقر و دوم سردی هوا. ما باید بخاطر اینکه استعمال مواد مخدر را از بین ببریم برای مردم کار پیدا کنم و در رابطه به قاچاقبرانی که در ولسوالی های سرحدی شهرک ها جمع هستند، باید بگویم که آنها بسیار اندک هستند و یک کیلو دو کیلو را قاچاق میکنند در حالیکه چهار سال پیش مواد مخدر به تن قاچاق میشد. از طرف دیگر قوت یک حکومت در اداره می باشد، در حالیکه فعلاً ما یک مملکت در حال جنگ هستیم و طبیعی است جنگ اثرات منفی خود را دارد. بناءً وقتی بنیاد حکومت در مرکز به پریشانی مواجه می باشد این پریشانی در اطراف هم سرایت می کند، به این اساس به صورت کل نمی شود که قاچاق هم نابود شود. طبعاً آنها هم فعالیت دارند و با یک گروه وابسته هستند به این اساس باید انتظار کشید.قراری که دیده می شود قاچاق و استفاده "یتایل الکول" یا شراب بسیار به صورت آزادانه در شهرک های سرحدی است. شما در این راستا چه اقدامی نموده اید تاحال؟این موضوع را شخصاً از آقای مقبل وزیر امور داخله پرسان کنید. بخاطریکه در قانون پولیس نوشته است که قوای سرحدی و شاهراه ها مستقیماً تحت نظر وزیر داخله می باشند. ؟!بسیار مردم است که به اثر ظلم حکومت محلی به کوه بالا شده اند. به نمونه‌ء مثال شخصی بنام "عنایت" در کوه بالا شده بود از ظلم قومندان محلی تا حال کسی یک نفر را از کوه پائین آورده نتوانسته اما من 48 نفر را از کوه پائین کردم. باید عرض داشت که دخالت وکیل در سیستم و انتخاب افراد باعث چالش امنیت شده است نه چیزی دیگر.گفته می شود موضوع قومندان عنایت یک بحث بسیار کوچک بوده، اما قرار گزارشات تائید نشده شما این موضوع را بخاطر بقایی خودتان در بدخشان بزرگ جلوه داد اید؟نه خیر چنین نیست،

 من نه به والی بودن در بدخشان خوش هستم و نه هم بند وباز هستم. در همان وقت هم کسی را واسطه نکرده بودم که مرا والی تعیین نماید بلکه خودم بیخبر بودم والی تعیین شدم. باید با کمال فخر بگویم که من استعداد و توانایی ام بالاتر از ولایت بدخشان است واقعیت امر چیز دیگری است من خواستم بدخشان را از سقوط و نابسامانی نجات بدهم. پس از انجام این کار مردم به تبریکی پیش من آمده بودند. هستند افرادی که نمی خواهند منطقه امن باشد و دست هایی هم کار می کند.پلان های آینده تان در بدخشان چیست؟من بسیار تلاش کردم امسال که باید از اینجا تبدیل شوم، و حالا هم مسئله تبدیلی ام زیر بحث است. و امیدوار هستم که بیشتر از این در بدخشان نمانم. اگر چند ماه دیگر سپری شود شاید من عذر خود را به مردم کنم چهار سال می شود که اینجا هستم دیگر علاقه‌مندی به ولایت بدخشان ندارم.

/ 0 نظر / 12 بازدید