منت دونان

منت دونان

انتخاب از کتاب یادها و لحظه ها

برهنه پا بخارستان دویدن

به دندان پارهِ آهن دریدن

فرو رفتن به دیگ روغن داغ

به ریگستان چو ماهیی طپیدن

شکستن نخل یک جنگل به انگشت

به ناخن ژنده پیلی سر بریدن

نهادن پا به غار مار و گژدم

و یا با نره شیران رزم دیدن

به جنگل ریختن خروار ارزن

سپس یک یک به دست خویش چیدن

ز بد خواه خوردن صد زخم شمشیر

هزاران طعنه از دشمن شنیدن

به خواست خود نهادن پا به آتش

به چشم خویش مرگ خویش دیدن

برای "خاکساری "است آسان

ز روی مردم نامرد دیدن

خواب خر گوش

شهرهای ما سیه پوشند هنوز

کوچه، کوچه زخم بر دو شند هنوز

خانه های بی درو دیوار ما

همچو گور سرد و خا مو شند هنوز

سنگ سنگ میهنم فر یاد شد

عا لمیان پنبه در گوشند هنوز

نسلهای غر قه در حمام خون

زخمی و خمپا ره بر دوشند هنوز

صور ا سرافیل افگنده صدا

مردگان در خواب خر گوشند هنوز

خاک میهن را بنو بت بیختند

کو دکان در فکر آ غوشند هنوز

سو خت کشت با ور ما آب نیست

شب نشینان باده مینو شند هنوز

در تهِ دیگ است کفگیر زمان

جا هلان در بند سر پو شند هنوز

نام ترا نوشته ام

به زخمهای سنگرم

به برگهای باورم

به سنگ سنگ کشورم

به تار و پود و پیکرم

نام ترا نوشته ام

به روی بال بلبلا ن

به چشم شوخ آهوان

به کوچه های کهکشان

به نقش پای عابرا ن

نام ترا نوشته ام

به چشمک ستاره ها

به حیرت غزاله ها

به گرد جام لاله ها

در انحنای ناله ها

نام ترا نوشته ام

به باغهای بی یهار

به کاجهای زخم دار

به چشمهای اشکبار

به شام تلخ انتظار

نام ترا نوشته ام

به لحظه های بی وداع

به گریه های بیصدا

به اشک حسرت خدا

به باغ سبز لحظه ها

نام ترا نوشته ام

 

/ 0 نظر / 11 بازدید