هیئت یا مصیبت

در سالهای اخیر چنین رواج شده است که در موسم تابستان که آب و هوای کابل گرم میشود و کار در ادارات دولت هم رونقی ندارد عدهِ از کارمندان وزارتخانه ها که سر و سری با وزراء و معینان و ریسان دارد برنامه سفر به ولایات امن را پلان میکنند تا از یک طرف تفریحی نمایند و از جانب دیگر پولی به چنگ آرند که ولایت بدخشان ازین ناحیه بیشترین مزاحمت را تحمل مینماید زیرا به علت داشتن امنیت خوب توجه بیشتر کارمندان به طرف این ولایت است که در بعضی موارد حتی دفتر تفتیش وزارتخانه ها به این ولایت کوچکشی مینمایند.زمانیکه این هئیتها که خود شان تا گوش در فساد و رشوت غرق هستند به ولایات رسیدند مانند مادر کیکان میچسپند به اسناد دفاتر. بعد مانند فیلسوفان یونان شروع میکنند به لکچر دادن در مورد قانون و اصول و وظیفه شناسی و واژه های دیگری که امروز به کالای بازار نیرنگ تبیدل شده است.مامورین ولایتی هم که بدون شک نقایصی در کاردارند سراسیمه میشوند و بر علاوهِ اینکه جای بود و باش و مهمانیهای مفصلی را برای این هئیتها تهیه میکنند در آخر یک مقدار پول گزاف هم برایشان جمع میکنند و بهد زا هفته ها این درد سرها از سر خود کم میکنند و تا سال آینده مصروف جبران پولهای برباد رفته میشوند.در حالیکه این هیئتها پول کافی بنام کرایه و سفریه از وزارت مربوطه میگیرند بر علاوه اینکه  تمام مصارف خود را تاوان مامورین ولایتی میکنند در بسیاری موارد شعبات دولتی را در اوقات رسمی بند به خوابگاه و اطاق طعان خوری خویش تبدیل مینمایند به گونهِ مثال در یکی از روزی تابستان جهت تهیه گزارش به ریاست معارف بدخشان رفتم ساعت 10 صبح بود زمانیکه در اطاق تفتیش رفتم با تعجب دیدم که کسی دران خوابیده است از پیاده پرسیدم گفت تفتیش صاحبان است.به اطاق ریس معارف رفتم آنجا چند تن نشسته بودند زمانیکه سراغ ریس را گرفتم آقایی با لحن تند گفت شما چکاره هستید با ترس و لرز گفتم خبر نگار هستم و بخاطر تهیه گزارش در مورد اعمار مکاتبی که به کمک بانک جهانی ساخته میشود آمده ام شخص مذکور که بعد فهمیدم ریس تفتیش وزارت معارف و ریس این هیئت هست با شنیدن نام خبرنگار خود را جمع و جور کرد و گفت برادر ما مهمان هستیم ریس در منزل بالاست. بهر حال گزارش تهیه شد.و هنگام ظهر بود میخواستم از تعمیر ریاست معارف بیرون شوم ناگاه چشمم بیکی از دفاتر دیگر افتاد که این هیئتها آنرا به اطاق طعام خوری مبدل نموده بودند زمانیکه از عمارت بیرون شدم دیدم که خیمهِ در صحن حویلی تعمیر معارف برپا شده است پرسیدم این برای چیست گفتند این آشپزخانه تفتیش صاحبانست گفتگ این عزیزان که از خود سفریه و کرایه دارند به کدام حق دفتر رسمی را به هوتل مبدل نموده اند ناگهان شخصی که لباس سبز رنگ پولیس را به تن داشت گفت برادر چی کاری داری ره ته بیگر برو. من گمان کردم که یکی از افراد امنیتی است گفتم جانم هر کس زمانیکه کار غیر قانونی را دید حق اعتراض دارد موصوف شروع نمود به لکچر ادن در مورد مهمان نوازی افغانها. گفتن برادر مهمان نوازی در خانه میشود نه در دفتر.روزانه صدها نفر کار دارند اگر اینهمه مهنمان نواز هستی میتوانی این خیمه و خرگاه را در خانه ات بپا کنی. بعد فهمیدم که این شخص هم از جمع هیئتها بوده اما بدخشانی بود و میخواست کریدت مهمانداری را مفت بیگیرد.مسئولین محترم باید بدانند که هیئت پرانی با چنین شیوهِ نه تنها مشکل ادارات را حل نمیکند بلکه بر مشکلات ادارات ولایات می افزاید زیرا اگر ادارات ولایتی برای هیئتها پول کافی دادند و عزت شان شد همانست که گزارش نادرست تهیه میکنند و ازادارات و اشخاص تقدیر بیجا میکنند و اگر برای شان پول و سوغات کافی ندادند همانست که گزارش را بازهم نادرست تهیه میکنند و دریای از تهمت را بپای کارمندان ولایتی میبندند.