سگها انگلیسی میدانند و میمونها  هم کمپیوتر ، آیا؟

 

میگویند آدم گنده ، قلیغش گنده. آری! همیشه یک اقلیت کوچک عجولُ ذوق زده با احساسات افراطی بیمار گونه جوامع بشری را بکام نیستی کشانده و معضلات بزرگ منطقوی و جهانی را بوجود آورده اند. در زمان کمونستها یک تعداد افراد آنقدر شوقک رسیدن به ایتوپیای خیالی را داشتند که تا زیر پوشهای خود را سرخ کردند ، در زمان مجاهدین تا شهنواز تنی هم پکول جهادی بر سر ماند،  در زمان طالبان کم بود بابای ملت هم ریش بگذارد و دستار سیاه بر سر کند.منظورما اینست که تقلید کورکورانه  و بوزینه وارو ذوق زدگی فرهنگی همگام با شوقک سیاسی همیشه برای مردم افغانستان زیانبار و بی ثمرثابت شده است.ستاژر های تنبل کشورهای خارجی و دستیاران عجول داخلی شان چندین بار تجارب ناکام را در عرصه های مختلف زندگی جامعهِ افغانی پیاده نمودند که جز رسوایی و شکست چیزی به دنبال نداشت.

همانگونه که میدانیم افغانستان کشوریست که بر علاوه اینکه سی سال بحران را پشت سر گذاشته است هنوز بیشتر از 80 فیصد مردم آن از نعمت سواد محروم اند.در طی سالیان متمادی سیستم ادارات کشور با معیارات کتابت به پیش برده شده است.با رویکار آمدن حکومت جدید یکی و یکباره روش اداره تعغیر کرد ، تجارب کاپی شده از کشورهای دیگر در افغانستان دو باره به تجربه گرفته شد. برنامه های ناکام دی دی آر ، پی آر آر و دایاگ و امثال آن عجولانه بکار بسته شد. راه اندازی سیمینارها، ورکشاپها و تریننگهای مسخره ، بی معنی و بی هدف مود شد ، بنام ارتقای ظرفیت فقط ظرفیت اقتصادی مجریان برنامه ها بلند رفت و عایداشتراک کنندگان این کورسها و سیمینارها جز یک پنسل و یک کتابچهِ پاکستانی و یک وقت نان باسی هوتل سیرینا و کانتینینتال ودیگر هوتلهای قراردادی و ارتباطی مجریان در مرکز وولایات چیزی دیگری نشد. اما در جریان عملی شدن این سناریوهابر علاوه اینکه صدهامیلیون دالر حیف و میل شد صدمات جبران ناپذیری بر پیکره سیستم اداری و نظامی افغانستان وارد شد هیچ شکی نیست که طراحان این برنامه ها هدفی جز حیف و میل کمکهای جهانی نداشتند.به همین دلیل بود که طوطی وار حفظ کردند و بوزینه سان عملی نمودند در حالیکه هیچگونه دستاوردی مشهودی نداشتد اما عواقب زیانباری را بدنبال  داشت. در عرصه دی دی آر دیدیم که آنها با حذف افسران و سربازان با تجربه ، تحصیلکرده وبا مورال پسر بچه های جوان و بی مورالی را بر اساس معیارات شخصی و گروهی و قومی در صفوف اردو و پولیس آوردند که دوست دارند فقط عینک دودی بمانند پرتله سیاه بپوشند و باعث آزار و اذیت فزیکی و روانی مردم مظلوم در کوچه و بازار شوند اما در میدان معرکه شاهدیم که کاری را از پیش برده نتوانستند.برنامه دایاگ هم قماش دی دی آر دستاوردی نداشته زیرا کسیکه صد میل تفنگ دارد ده تای آنرا تسلیم میدهد اما نود تفنگ دیگر را به روز مبادا نگه میدارد چون او دیوانه نیست که می بیند دشمنش روز بروز مسلحتر وقویتر شده میرود همه دار و ندار خود را بدست کسانی بسپارد خود شان توانایی تامین امنیت خود را ندارند و همیشه آماده باش برای فرار اند زیرا بر اساس گذارشات بدست آمده در 8 جوزا بیشتر وزرای شایسته سالار، متخصص و ووطندوست؟ خود را به میدان هوایی کابل رسانده بودند.از همه دردناکتر بر نامه پی آر آر یا اصلاحات اداری است که به ناحق چنین اسم بدان گذاشته اند زیرا این برنامه نه تنها ادارات را اصلاح نکرده است بلکه باعث رشد فساد اداری شده است.در قدم نخست اینکه به این بهانه مقامات وابستگان و خویشاوندان بیسواد و بی تجربه و از همه مهمتر بی احساس خویش را ازین شبکه وارد ادارات میکنند آنهم با معاشات و امتیازات فوق العاده و از سوی دیگر با اولویت دادن زبان انگلیسی و کمپیوتر دست رد به سینه یک نسل با تجربه و کاردان دولت میزنند زیرا در عصریکه این نسل تربیه شد نه کمپیوتری وجود داشت تا بیاموزند و نه زبان انگلیسی اینهمه بازار داشت تا کورس بخوانند.هدف اساسی ازین برنامهِ  ناکام و ناقص اینست تا یک تعداد افراد بی تجربه ، کم سواد ، بی احساس و بی معاشرت با سن کم در راس ادارات بیایند که جز جویدن ساجق ، چشمک زدن و ابرو پراندن کاری را از پیش برده نمیتوانند.همین حالا در بعضی ادارات ریاست جمهوری ، وزارتخانه های که معاش دالری  دارند ، باالاخص و ادارات مربوط به ملل مستبد و انجیوهای دالر خوار با العموم دارند شارلاتان ها و کلاهبرداران حرفوی کم تحصیل یا دارای تحصیلات نیم پی و جوانان بی سوادی را با در نظر داشت این معیارات به کار گماشته اند که اصلاً نمیدانند اداره چیست؟آنها حتی از نوشتن یک مکتوب و رقعهِ مریضی نیز عاجزند فقط انگلیسی بازاری میدانند و کمی هم کمپیوتر تجارتی.اکثر آنها کسانی اند که حتی تا هنوز هویت افغانی ندارند با فرهنگ افغانی هیچ آشنایی ندارند آداب معاشرت و آدمگری را یاد ندارند زیرا یادر غرب تولد وبزرگ شده اند یا در پاکستان که کوچکترین دلبستگی به مردم و کشور ما ندارند در بسیاری موارد عدهِ ازینها سند بکلوریا ندارند اما خود را بنام داکتر و انجنیر و اقتصاد دان و محاسب جا میزنند.زیبنده است تا داستان جالبی را نقل نمایم که درین اواخر در یکی ازوزارت خانه که دارای معاشات بلند دالریست رخ داده است. چند تن از موسفیدان ولایت هلمند چندی قبل جهت جلب کمکهای یکی ازوزارتخانه ها به وزیر مربوطه مراجعه نمود وزیر او را روانه دفتر ریس یکی از بخشهای حساس مالی که اعطای کمکها را به عهده داشت نمود زمانیکه موسفیدان به آدرس دفتر مذکور رسیدند از پسر جوانی که در عقب یک میز بزرگ و مفشن پشت کمپیوتر نشسته ، گوشی کمپیوتر را در گوش نهاده و در حالیکه شانه هایش میجنبید مصروف شنیدن موسیقی بود پرسید وړوکیه ریس صاب چیرته دی؟ ‍پسر جوان درحالیکه ساجق میجوید گفت: سه غوالی ریس زه یم. موسفیدگفت توکی مکوه خپل مشرته غژ که! پسر گفت: سپین ژیری  ته لیونی شوی یی ریس زه یم. موسفید که وضعیت را چنین دید به همرهان خود گفت زه چه زو ورونو دا دماشومانو دفتر ده ددی کوچنیانو سره کار نه کیږی و دفتر را ترک گفت.آیا این یک عمل منطقی است که فقط بخاطر یاد داشتناندکی انگلیسی شکسته و کمپیوتر کودکان بیسواد و کلاهبرداران نیمچه سواد را در راس کارها قراردهیم و بعد هم آرزوی بهتر شدن اوضاع را داشته باشیم؟اصلاً ما چه نیازی داریم تادر تمام دفاتر انگلیسی دان داشته باشیم.داشتن یک یا دو ترجمان درادارات میتواند این مشکل را حل کند گذشته ازان رسم برینست که انسان در کشوری که میرود باید زبان آن کشور را یاد داشته باشد عوض انگلیس شدن 30 میلیون افغان آسانتر نیست تا چند هزار خارجی بی سرنوشت و آواره که در کشور خویش زمینهی برای کار ندارند زبان مارا یاد بیگیرند؟آیا مردم ایران و کوریا همه زبان انگلیسی میدانند که امروز بم اتوم میسازند؟ هواپیما و موشک میسازند؟ترقی و تعالی زاده دانش ، وظیفه شناسی ، وطندوستی، استعداد ، پشت کار و اراده است نه تقلید میمون وار.منظور ما این نیست که ما زبان یاد نگیریم و کمپیوتر ندانیم یاد داشتن هر زبانی خود یک نعمت است و آموختن کمپیوتر درعصر حاضر یک وجیبه است اما میگویند مسلمانی آهسته آهسته. نمیشود که ره صد ساله را یک شبه طی کرد.ما نمیگوئیم که زباندانها و کمپیوتر دانها را مقرر نکنید . نه چنین نیست  مقرر نمائید اما آدمهایش را.ما باید انگلیسی دان و کمپیوتر دانی را در ادارات بگماریم که بر علاوهِ این دو امتیاز از همه مهمتر آدم باشد ، اخلاق داشته باشد ، شعایر فرهیختهِ ما را احترام بگذارد  سواد داشته باشد ، دیپلوم داشته باشد ، تجربه داشته باشد و از همه مهمتر وجدان داشته باشد وبه افغانستان و مردم آن دلسوزی داشته باشد.جالبتر اینست که در بسیاری موارد سویه تحصیلی کسانی که در بورد امتحان ادارات مینشینند به مراتب پائینتر از سویه تحصیلی امتحان دهندگانست بسیار دیده میشود که یک دوازده پاس از لیسانس امتحان میگیرد زیرا او گماشتهِ مقامست و باید کسانی را تائید کند که مقام میخواهد. اگر تنها معیار انگلیسی و کمپیوتر باشد امروز در کشور های غربی سگها و میمونها هم زبان انگلیسی و کمپوتر را یاد دارند.از جانب دیگر همه میدانیم که در جریان چهار سال گذشته بیشترین کمکهای افغانستان را موسسات مربوط به ملل متحد و انجیو گرفتند و غارت کردند همین حالا بیشترین کارکنان این موسسات را افراد کم سواد با تحصیلات نا تمام ، سواد مسلکی ناکافی و تجریه صفری در عرصه های مسلکی تشکیل میدهند که فقط چند کلمه انگلیسی تشریفاتی را میدانند که زیاد تر در امور چاپلوسی و موزه پاکی ازان استفاده میشود و از کمپیوتر هم فقط با ویدیو گیم و ایمیل و چتینگ آشنایی دارند فقط دلیل که این افراد بصورت دوامدار مورد قبول موسسات اند آنست که در اختلاس بودجه و ساختند بیلهای دروغین و اسناد مصرفی مهارت دارند و حق داری خوب برای خارجیهای از خود بیسواد تر مینمایند فراموش نکنید خارجی که در افغانستان برای کار در موسسات ملل متحد و انجیوها میاید مانند اندیوالهای داخلی شان همان از زیر دار گریختگیهای اند که در کشور خود شان برای شان کار پیدا نمیشود در غیر آن انها مگر دیوانه اند که جان خود را به خطر انداخته پا در میان آتش گزارند و با دیدن هر خر خرجین دار دل از دلخانه شان کنده شود، لب بحر و شامپاین اروپارا رها کرده در دفاتر فیض آباد با اندیوالهای داخلی شان با صد ترس و لرز ودکای روسی را در چاینک بخورند. بنابرین مردم ازینکه میبینند داخلی با وجود اختلاس و غارت بودجه ها سالیان دراز در موسسات ملل مستبد و انجیوها میماند و حتی ترقی میکند متعجب نشوند زیرا این موسسات کسانی را کار دارند که خوب موزه پاکی نمایند و خوب مزدوری و هم خوب پیداگری و حقداری.بیائید دانش را معیار قرار دهیم ، تجربهِ مثبت را معیار قرار دهیم ، صداقت ووطندوستی را معیار قرار دهیم ، آدمیت و مردانگی را معیار قرار دهیم ، استعداد و فضیلت را معیار قرار دهیم و اگر کسی اینهمه را داشت و این دو را هم داشت چه بهتر در غیر آن به بهانهِ کمپیوتر و زبان از ادارات حمام زنانه نسازیم.در غیر آن نان حاصله ازین خمیر همیشه فطیر است.

اگر معيار تنها انگليسی و کمپيوتر باشد در کشورهای غربی سگها خوب انگليسی ميدانند و ميمونها خوب کمپيوتر بهتر است تا انها را بياوريم ودرين ملک بلا کشيده همه کاره نمائيم که بيک لقمه نان قناهعت مينمايند