حماسه سازان

میر احمد شاه "ذیغم" بدخشی

مادر میهن بزرگان سخت زار و ابتر است

چشم امیدش به فرزندان ناب کشورست

پرورشگاه دلیران چو مسعود بزرگ

تربیتگاه شما رزمندگان سنگر است

هان بدستان شما شد پاره قلب سومنات

داغدار از ضربت شمشیرتان اسکندرست

دیگران در اوج پروازند و ما محتاج نان

بازی ما تا بکی با تودهِ خاکسترست

سرزمین افتخارات بزرگ رفتگان

شرم نبود کاینچنین زخمی و خون پیکر است

دست مابردرگهِ هر کس و ناکس دراز

این مصیبت بهر ما ننگین و هم شرم آورست

انقلابی را که بار آور شد از خون شهید

عزتش زیر سوال مردمان دیگرست

سخت مسئولیم مادر پیشگاه این دیار

این دیاریکه برای ما پدر هم مادرست

عظمت ما زاختلاف ما همه برباد رفت

وای برقومی که نخل اتحادش بی برست

از نفوذ اجنبی در میهن آزادگان

خطهِ حماسه سازان سر زمین پودرست

درس آزادی جهان آموخت زین قوم دلیر

حال خاکش ازکدورتهای پیهم برسر است

متحد باید شدن ای پاسداران وطن

ورنه این بیداد ، ازبیداد دیگر بدترست

آن ترورزیم پلید و طالب و القاعده

تار وپود هستی مارا بسان اژدرست

فکربهبود وطن باید به ابنای وطن

تابکی این ملت مظلوم ما در خون ترست

هر کسی در قنش فلم خویش بازی میکند

خدمت خلق ووطن یک واژه سوداگرست

چشم شمع از دیدن پروانه روشن میشود

زندگی در پرتو قانون کار بهتر است

"ذیغم" از طول سخن کم کن عمل را برگزین

آنچه میبینی تو اینجا اهل دانش یکسرست