موسسات و انجیوها همچنان به اختلاس و تاراج

 کمکها در بدخشان ادامه میدهند

سالیانی درازیست که مردم ُ رسانه ها ُ حکومت و حتی سازمانهای بین المللی از شیوه کار موسسات در افغانستان شکایت دارند اما تا کنون هیچ قدرتی در افغانستان چه که در جهان پیدا نشده تا ازین نازدانه های غارتگر بپرسد چند سیر جو میخورند ۱۲ میلیار دالر کمک جامعه آمد و غیب شد اما هیچ کس دانست که در کدام غار رفت خوشبختانه  سراغ یکی ازین غار ها را درین اواخریافتیم درین اواخر سندی بدست ما افتاد که کارکردهای یکی ازین موسسات بنام ( سی.ای.اف.ای   ) را که به کلمات فارسی میشود آنرا "کف" با" کهف "خطاب کرد و در عرصه صحت کار میکند که عرضه خدمات صحی در ولایت بدخشان را درین اواخر بر اساس قرار دادی با وزارت صحت عامه بدوش گرفته است نشان میدهد باید متذکر شد که اگر کف بنامیم همه معنی آنرا میدانند مانند کف روی آب یا مایعات دیگر که نه وزن دارد و نه محتوی و نه کیفیت اگر کهفش بگوئیم فکر کنم کلمه" کهف" اسمی با مسمی برای این موسسه میباشد زیرا کهف در عربی غار را میگویند که این موسسه هم کم از یک غار نیست زیرا بدین شیوهِ کاری که در پیش دارد اگر تمام کمکهای جامعه جهانی را بران بریزیم هنوز یک قرت و نیمش باقی خواهد بوداگر باور ندارید ارقام زیرین را مرور کنید.

در قدم نخست ما میخواهیم تا شهرت کارمندان این موسسه را که فعلاً در بدخشان موظف بوده و تمام آنها خارج از ولایت بدخشان آمده اند بنگاریم:

1- داکتر آصف پروجکت مینجر دفتر ( سی.ای.اف.یی) در بدخشان از ولایت لغمان با معاش ماهانه 1500 دالر.

2- داکتر عبد اله کواردیناتور پروژه(  بی.پی.اچ.اس  ) با معاش 1500 دالر از بلخ.

3- خلیل برادر داکتر عبد الله با معاش 850 دالر از بلخ.

4- امرالدین سوپروایزر در ولسوالی کشم یزنه داکتر عبد الله با معاش و امتیازات ماهوار 750 دالر

5- داکتر رابعه خواهر داکتر عبد الله موظف در کلینیک کشم با معاش ماهوار 400 دالر.

6- صفی الله مامای داکتر عبد الله گارد دفتر در بدخشان معاش 150 دالر

7- داکتر نصیر سفارشی داکتر عبد الله از چاه آب کواردیناتور ( ای . کا.سی.اچ.اس)با معاش 850 دالر.

8- داکتر فرید از ننگرهار سفارشی با معاش 1100 دالر

9- اسد الله مدیر لوژستیک فارغ صنف 12 پسر خیشنه داکتر عبد الله با معاش 550 دالر.

10- فهیم الله پسر 15 ساله خواهر زاده داکتر آصف خزانه دار دفتر فیض آباد با معاش 390 دالز.

11- حیات الله مدیر اداری خویشاوند داکتر آصف با معاش ماهوار 600 دالر.

12- خانم داکتر آصف موظف در پروژه (ای.کا.زی.اچ.اس) .

13- سعد الله مدیر اداری دفتر کاف خویشاوند داکتر آصف با معاش 650 دالراز کابل.

14- خلیفه اشرف دریور با معاش 200 دالر از اقارب داکتر آصف از کابل.

15- نور الحق مسئول خریداری از بغلان اقارب داکتر اصف با معاش 350 دلر ماهوار.

16- فریده خانم برادر نورالحق از اقارب داکتر اصف با معاش 430 دالر.

17- محمد ظاهر گدام دار در شفاخانه از جملهِ خویشاوندان داکتر آصف با معاش 280 دالر.

18- محمد عثمان نرس (اچ.آی.ام.اس) دفتر از چاه آب با معاش 350 دالر.

19- داکتر خیر محمد پسر خاله محمد نعیم مدیر لوژستیک دفتر کابل منحیث مدیر لوژستیک دفتر بدخشان با معاش 650 دالر.

بر علاوه یک عراده موتر صرف داکتر عبد الله با کرایه ماهوار 1000 دالر در دفتر است.

تمام این افراد در دفتر کف بدخشان از بودجه کمکهای مردم بدخشان اعاشه و اباطه میشوند.

با ید متذکر شد که این موسسه برای پرسونل محلی  مسلکی به شمول دوکتوران شفاخانهِ فیض آباد و کلینیکهای دیگر ماهانه 250 دالر معاش میدهد درحالیکه این پرسونل محلی است که شب وروز کار میکنند ، بیماران را مداوا میکنند ، نوکری اجرا میکنند در حالیکه پرسونل دفتر مرکزی در شهر نو لمیده و مصروف گذراندن خوابهای موسمی خود هستند.

همانگونه که میدانیم دفنر کهف بر اساس قرار دادی که با وزارت صحت عامه بست مسئولیت عرضه خدمات صحی را به بدخشان بدوش گرفت تا کمکهای را که جامعه جهانی در عرصه صحت ببدخشان نموده است به مردم برساند که این موسسه و تمام موسسات دیگر تطبیق کننده در حقیقت مانند یک قراردادی یا تکه دار هستند که در قرار داد کمیشن مشخصی برایشان در نظر گرفته میشود تا برنامه را تطبیق نمایند که این کمیشن را از قبل از جمع بودجه جدا کرده اند.

سوال درینجاست که چرا موسسه تمام پرسونل دفتر مرکزی خود را از افراد خارج بدخشانی  باخود آورده است.

زیرا که اگر بدخشانیها در داخل دفتر باشند اختلاس آنها افشا میشود و هم خویشاوندان و اقارب بی کفایت و بی سرنوشت آنها همچنان بیکار میماند سوال دیگر درینجاست که کدام مرجعی قانونی اسناد تحصیلی ، سوانح ، تجربه و سابقه کار اینهمه را ارزیابی نمود؟

همه میدانیم زمانیکه یک پروژه یا بودجه بیک ولایت کمک شد باید مردم آن محل از تمام مزایای پروژه به شکل متوازن استفاده نمایند و بودجه باید در خدمت مردم همان ملایت قرار گیرد در حالیکه اکثر موسسات موجود در بدخشان از دریور گرفته تا گارد و مامور و محاسب و داکتر و انجیر را باخود می آورند.

مگر در بدخشان قحط الرجالیست؟ آیا درینجا اگر داکتر و انجنیر پیدا نشود گارد ومامور و محاسب و دریور هم پیدا نمیشود؟ درحالیکه همین حالا بدخشان یکی از جملهِ ولایاتیست که بیشترین کدرها را در تمام عرصه ها دارد.

چرا کدر های بدخشان بکار گماشته نمیشوند تا حد اقل اگر از ترس خدا نباشد از شرم مخلوق برای وطن خود کار نمایند .

موسسات داخلی و خارجی که در بدخشان کار میکنند باید در قدم نخست کارمندان مسلکی و غیر مسلکی خویش را از بدخشانیها بیگیرند زیرا پروژه برای در صورتیکه افراد مسلکی از بدخشان نیافتند که این ابداً ممکن نیست افراد غیر بدخشانی را بر اساس اهلیت ، شخصیت ، دانش، اخلاق و تجربه بکار گمارند نه بر اساس روابط و پیوندها.زیرا این پروژه ها برای بدخشانیها و بدخشانست.

نه اینکه مانند نیشکر شیره اش را دیگران بنوشند و چوبش برای بدخشانیها برسد.

ازجناب وزیر صحت که ما یقین داریم ازین همه خبر ندارند که اگر میداشتند چنین ظلم و حق تلفی را به هیچ وجهی در حق مردم بدخشان پذیرا نبودند مصرانه میخواهیم تا شخصاً در مورد کارمندان این دفتر در بدخشان تصمیم گرفته و افراد را بر اساس لیاقت ، شایستگی و نیازمندیهای موجود به کار گمارند زیرا با یک امضای قرار داد مسئولیت شان رفع نمیگردد.

همچنان از نمایندگان بدخشان در مجلس نمایندگان ، مجلس سنا ، شورای ولایتی و مقامات دولتی بدخشان مصرانه خواستاریم تا در قسمت شیوهِ کار ، ترکیب کارمندان ، موثریت پروژه ها و چگونگی مصرف بودجهِ موسسات داخلی ، خارجی و ملل متحد در بدخشان دست به کار شوند در غیر آن عده عوامفریب و استفاده جو تمام بودجه های تخصیص داده شده ببدخشان را تاراج نموده و راهی خانه های خویش میشوند و در پایان کمپاین بازسازی افغانستان ، بدخشان همچنان ویرانه باقی خواهد ماند و از آنعده بدخشانیهای که با این موسسات در معامله هستند میخواهیم به خاطر نفع شخصی ناچیزی که ازین معاملات میبرند اعتماد و اعتبار مردم بدخشان را به لیلام نگذارند و از مردم بدخشان میخواهیم تا در مقابل چنین رویدادهای بی تفاوت ننشینند و مانند سنگها بیصدا نباشند زیرا این بودجه ها حق آنهاست که دیگران به یغما میبرند.با استفاده از شیوه های معقول و مسالمت آمیز با این فساد فزاینده به مبارزه بر خیزند و صدای خویش را به گوش مسئولین برسانند زیرا حق داده نمیشود بلکه گرفته نمیشود.