باز هم بیاد بود چاپلوس

چاپلوسا نوش جانت ، روز روز کار تست

آن همای بخت اکنون بر سر دیوار تست

موزه پاکی خوبود میراث بابا جان تو

.... هم کنون سرمایهِ پربار تست

همچو میزان الحراره دست تو بازیگر است

صاحب قدرت کنون حیران از کردار تست

من نمیدانم که چشمست بر رخ تو یا کلوخ

آنکه می لیسیش امروز ، دست خصم پار تست

بیحیایی هم زخود اندازه دارد ای خبیث

چون قوال دوره گرد بی خاصیت گفتار تست

ای تویی دنبوره چی یی قدرت و مزدور زر

کاسه لیسی و گدای مسلک مردارتست

کار را دوبی نماید لاف را بی بی زند

این مقوله بهترین مصداق برشهکار تست