نگفتی از کجــــــــــــــــــــــــــــا کردی

وطندار عزیزم پاکش زیبا مبارکباد

بدالرها خریدی قیمت بالا مبارکباد

یکی هم نوخریدی لندکروزررا مبارکباد

دوسه تعمیربشنیدم، گرفتی، هم بلا کردی

نگفتی از کجاکردی؟

توچندی پیش بودی مفلس و بیچاره و حیران

پی خرچ عیال خویشتن هر روز سرگردان

به رشوت خوار لعنت میفرستادی تو از ایمان

چه اعجاز آفریدی پول وافر دست و پا کردی

نگفتی از کجاکردی؟

ز میراث پدر چیزی نبودت پول و دارایی

ز ضعف اقتصاد و تنگدستی بودی سودایی

همی ترسیدی از قرض کسان و هم زرسوایی

چه شد با تاجران عمده خود را آشنا کردی؟

نگفتی از کجاکردی؟

من وتو هر دوافراد غریب و بینوا بودیم

ز هر آسودگی ای هموطن پاک و صفا بودیم

به صدق و راستی همگام و با هم آشنا بودیم

من آن بیچاره و تو در مقام عیش جاکردی

نگفتی از کجاکردی؟

مرا دعوت نمودی، درشب شش پسر جانت

تعجب کردم آن مخلوق دیدم جمله مهمانت

نشد فرصت میسر تا کنم یک لحظه پرسانت

هزاران پنجصدی نذر سر رقاصه ها کردی

نگفتی از کجاکردی؟

بخون بیوه و بیچاره بازی میکنی هردم

به باند دزد و آدمکش تو داری رشتهِ محکم

به دزدی و چپاول نظم عامه میزنی برهم

به پول رشوه وغدر و خیانت عیشها کردی

نگفتی از کجاکردی؟

ترحم کن بحال مردم بیچارهِ افغان

نمیباشد خیانت بر وطن از خصلت انسان

بس است ای بیمروت غدر بر این کشور ویران

ز خون بینوایان قصر شدادی بپاکردی

نگفتی از کجاکردی؟