يک بدخشان لعل

 از دوکتور صبغت الله (خاکساری)*

يک بدخشان لعل دارم من نهان در دامنم

 

موج از خود رفته ام سر را به ساحل ميزنم

 

آشيان من بود برتر ز پرواز عقاب

 

خون خورشيد است جاری بر بلندای تنم