خشونت با خبرنگاران در افغانستان

نی، گروه حمايت از رسانه های آزاد در افغانستان با انتشار گزارشی، از افزايش خشونت عليه خبرنگاران در اين کشور ابراز نگرانی کرده است. اين گزارش به موارد مشخصی از خشونت و بدرفتاری عليه خبرنگاران در افغانستان اشاره می کند که در سال ۲۰۰۵ ميلادی در اين کشور روی داده است. عمده ترين انواع خشونت و بدرفتاری که در این گزارش مطرح شده، قتل، بازداشت غيرقانونی، ضرب و شتم و اختطاف (ربودن) خبرنگاران آزاد در افغانستان است. کنشکا شتاب ملک زاده، خبرنگار راديوی محلی کليد که در هنگام تهيه گزارش از سوی نيروهای امنيتی افغانستان در شهر کابل مورد ضرب و شتم قرار گرفته می گويد که نيروهای امنيتی بدون توجه به اين که او يک خبرنگار است، وی را به شدت لت کرده اند (کتک زده اند). رحيم الله سمندر، رييس اتحاديه آزاد خبرنگاران افغانستان می گويد که خشونت با روزنامه نگاران از سوی نيروهای امنيتی افغانستان، به تناسب سال گذشته افزايش يافته است. آقای سمندر می گويد در سال گذشته پانزده مورد بدرفتاری و خشونت علیه خبرنگاران به اتحاديه گزارش شده است که شامل قتل، بازداشت و تهديد می شود. او گفت: "در شش ماه اول سال جاری خورشيدی، نزديک

 به بيست مورد برخورد خشونت آميز با خبرنگاران ثبت شده است که از جمله يک خبرنگار محلی در ولايت خوست کشته شد، شماری از خبرنگاران بازداشت شدند و يا هم پيام های تهديد آميز دريافت کردند." اکنون پرسش اصلی اينجاست که چرا خشونت با خبرنگاران در افغانستان سير صعودی يافته است؟ در حالی که با گذشت زمان و افزايش شمار رسانه ها از يک سو، و وجود سازمانها و نهادهای حمايت از حقوق روزنامه نگاران از سوی ديگر، انتظار می رفت ميزان خشونت عليه آنان کاهش يابد. فضل الرحمان اوريا، روزنامه نگار در کابل بر اين باور است که خبرنگاران در افغانستان نه تنها از سوی مخالفان مسلح دولت افغانستان مورد تهديد قرار دارند بلکه نيروهای امنيتی اين کشور نيز در برخی موارد برای آنها مشکل آفرين بوده اند. اما فاضل سانچارکی، معاون رسانه ای وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان، بخشی از معضل خشونت عليه خبرنگاران را در رفتار و عملکرد خود آنها می داند. به باور آقای سانچارکی، بعضا روزنامه نگاران، قوانين، مقررات، حساسيت ها و شرايط کشور را درک نمی کنند و دست به فعاليتهای می زنند که بهانه ای برای خشونت ورزی با آنها می شود. هر چند آقای سانچارکی بدرفتاری با روزنامه نگاران را به هيچ بهانه ای موجه نمی داند اما می گويد: "روزانه چندين مورد خلاف رفتاری روزنامه نگاران که در گزارش های شان دقت و انصاف را رعايت نکرده اند در کميسيون بررسی تخطی های مطبوعاتی مورد ارزيابی قرار می گيرد." او می گوید: "در اين موارد، بيشتر تلاش می شود مسايل به گونه مسالمت آميزی حل شود بدون اينکه پای قضا و نيروهای امنيتی پيش کشيده شود." معاون وزير اطلاعات و فرهنگ افغانستان معتقد است که ناديده گرفتن و سرسری گذشتن از کنار اشتباههای خبرنگاران در چهار سال گذشته به منظور رشد و تقويت رسانه ها در افغانستان صورت گرفته اما امروز ديده می شود که اين تسامح سبب جسارت، قانون گريزی و عدم پای بندی برخی از دست اندرکاران رسانه ها به اصول معتبر روزنامه نگاری شده است. آنچه آقای سانچارکی بر آن تاکيد می کند، در واقع بخشی از مشکل خشونت عليه خبرنگاران محسوب می شود. بخش ديگر و شايد هم عمده تر آن را به گفته عبدالله فرامرز، سردبير روزنامه غيردولتی "صدای بامداد" بايد در حقيقت يابی و افشا گری روزنامه نگاران سراغ کرد که مسئولان دولتی در مواردی نمی خواهند آن را افشا کنند. خشونت و بدرفتاری با روزنامه نگاران، تاثير متقاوتی روی زندگی و کار آنها دارد. این موضوع از نظر روانی می تواند به کار خبرنگاران زيان وارد کند و موجب خود سانسوری و مصلحت انديشی های غير ضروری شود. سيد سليمان آشنا، گرداننده برنامه " گفتگوهای داغ" در تلويزيون خصوصی طلوع که می گويد زمانی پيام های تهديد آميزی از سوی افراد ناشناس دريافت کرده بود و برای مدتی کارش را متوقف کرد می گويد گاهی ناگزير است به خاطر مصلحت های جامعه به نوع خود سانسوری دست زند. آقای آشنا می گويد او به اين دليل دست به خود سانسوری می زند که فضای امروز افغانستان به باور او پذيرای برخی واقعيت ها نيست. آقای آشنا در توجيه ديدگاهش می افزايد: "ممکن است افشاگری های زياد روند رو به رشد آزادی های را که در افغانستان در حال شکل گيری است خدشه دار کند، برای گفتن برخی از واقيعيت ها بايد منتظر بود تا مراجع حقوقی نيرومند در کشور به وجود بيايد." آيا برای حل معضل خشونت با خبرنگاران اقداماتی هم صورت گرفته است؟ معاون وزارت اطلاعات و فرهنگ افغانستان می گويد در اين زمينه گفتگو با نهادهای امنيتی به منظور بهبود برخوردشان با خبرنگاران از يک سو و گفتگو با مسئولان رسانه ها در افغانستان به منظور تقويت مهارت های روزنامه نگاری و خبرنگاری کارمندان شان از سوی ديگر را آغاز کرده اند. همچنين سازمان غيردولتی حمايت از خبرنگاران موسوم به اينترنيوز نيز شماری از افسران پليس اين کشور را با برگزاری کارگاه های ويژه ای آموزشی، می فهماند که چگونه با خبرنگاران برخورد کنند. با اين حال خشونت عليه خبرنگاران محدود به افغانستان نيست؛ سالانه ده ها روزنامه نگار در سراسر جهان به خاطر تهیه گزارش های "جنجال برانگيز" بازداشت می شوند و يا مورد پيگرد قانونی قرار می گيرند.

بقول ریس اتحادیهِ نویسندگان که شام روز سه شنبه از طریق تلویزیون طلوع نشر شد بتاریخ 20 سپتامبر سال روان علی اصغر مجری پروگرام آیینه یکی از بهترین ژورنالستان کشور توسط بادیگاردهای جمیل کرزی ریس حزب همبستگی جوانان ، نمایندهِ پارلمان مورد لت و کوب قرار گرفته و کمرهِ او حتی شکستانده شده است که بقول ریس اتحادیه تصاویری از جریان این عمل بادیگارد ها را نیز در اختیار دارد ما دیگر برین نمیچسپیم که بین ریس دولت و جمیل کرزی چه ارتباط یا پیوند ی وجود دارد زیرا پسوند "کرزی" در اخیر نام ایشان کافیست تا همه مدعیان را سر جایشان بنشاند اینکه چرا این ژورنالست مورد لت و کوب قرار گرفت برای ما روشن نیست اما ازینکه در روبروی شاروالی این عمل انجام شده انسان را به فکر آن میبرد که شاید موضوع تصاحب غیر قانونی ملکیتها یا بلند منزلی در میان باشد و ژورنالیست جهت تهیه گذارش به یکی از دفاتر شاروالی مراجع کرده باشد و کارمند که مورد سوال قرار گرفته است تلفونی موضوع را با کسی که بادیگارد ها اعزام نموده در میان گذاشته وبادیگاردها هم که بدون شک مانند فاتحین جنگ جهانی دوم عمل میکنند جواب سوال خبرنگار را با قنداق تفنگ داده اند. زمانیکه این خبر را شنیدم بلا فاصله مکتوبی بیادم آمد که از طرف ریس جمهور به تمام ادارات ابلاغ شده بود که هیچ یک از خویشاوندان ووابستگان ریس دولت حق سوءِ استفاده از نام ریس دولت را ندارد ما نمیدانیم که ریس دولت ازین جریان خبر داشت یانه ، اما بدون شک بعد از پخش این خبر توسط تلویزیون طلوع حتماً خبر شدند ما منظر آنیم تا از عکس العملشان در مقابل این بادیگاردهای شایسته سالار؟ نیز باخبر گردیم و این مصداق شعریست که اگر کفر از مکه برخیزد کجا ماند مسلمانی زمانیکه مدعیان دموکراسی ، شایسته سالاری و فرهنگ سالاری چنین کاری انجام میدهند از دیگران چه گله. اما ماباور کامل داریم که اگر چنین جنایتی از بادیگاردهای یکی از سران مجاهدین یا به اصطلاح تفنگ سالاران سر میزد هیاهوی مطبوعات دنیارا کر میکرد ، اعلامیه ها صادر میشد ، کنفرانسها دایر میشد در حالیکه ازین حادثه هیچ رسانهِ آزادی هم گذارش نداد زیرا آزادی اکثر رسانه ها  ونشریه ها حدودی معینی دارد در غیر آن فوند شان قطع میشود ، رسانه ها و نشریه های دولتی را همه میدانیم که ملی؟ هستند و حق ندارند مطالب خلاف منافع ملی را نشر کنند؟