وثایقی مزار ناصر خسرو

بعد ازینکه در سال 1338 جادهِ سالنگ باز شد محمد ظاهر، شاه سابق که تمام عمر خود را به تفریح و عیاشی سپری نموده است به سفر تفریحی جانب بدخشان و پامیر رفت  در همین سفر بود که بابای ملت؟ خدماتی فراموش ناشدنی را به مردم بدخشان انجام داد که آثارش تا هنوز  هم باقیست مانند بنای یک قصر چوبی  سیارمجهز با وسایل مدرن و سیستم برق و حمام عصری در اشکاشم که اینهمه گذشت زمان تا هنوز هم آنرا از ترس اینکه یادگاری از سایه خدا است آنرامعدوم نکرده و قصری دیگر در قلعه پنجه که گذشت زمان ندانسته آنرا منهدم کرده است زیرا دران سر زمین هنوز بیشتر  مردمش گذشت زمانرا هم نمیدانند.این قصرها درجه عیاشی ، راحت طلبی و بی احساسی فرمانروایان و شهزادگانی را به نمایش میگذارد که سوء اداره ، بی کفایتی و نادانی آنها در امور کشور داری باعث شد تا ملت ما قرنهارا در عقب ماندگی ، نفاق ، تشدد و زبونی سپری نموده و بعداًوارد مرحلهِ دردناک و مصیبتبار یک ربع قرنهِ خونین دیگرشوند که هنوز هم بخشهای ازین سناریوی خونبار بکارگردانی همان کارگردانان کهنه کار ادامه دارد .در جریان این سفر استاد خلیلی نیز شرف همرکابی شاه جوانبخت و معارف پرور؟را داشت که بقول خودش علاقهِ زیادی بزیارت ناصر خسرو داشت اما بعلت مریضی که در بهارک برایش عاید گردید نتوانست عازم یمگان شود و نورمحمد کهگدای کفیل سر منشی از جانب شاه مامور شد تا به زیارت رفته و آرامگاه را بر رسی نماید که کهگدای هم از طریق جرم عازم حضرت سعید شد و در باز گشت مانند هر مامور حریص  و رکاب بوس و موزهِ پاک دیگر یک تعداد از وثایق تاریخی را که نسل به نسل در اختیار متولیان مزار ناصر خسرو بود با خود بکابل آورد قدیمیترین این وثایق از اواخر قرن نهم هجری که دورهِ استیلای تیموریانست آغاز میگردد و آخرین آن به سال 1290 هجری قمری میرسد.بنابر نوشته استاد خلیلی انچه میتوان بطور خاص ازین وثایق در شرح زندگانی مورد حکیم  استفاده نمود همانا احترام و اعتقاد متوالی امراء ، فرماندهان و مردم یمگان و ساکنان بدخشانست که از قدیم نسبت به نسب وحسب حکیم و مقام فضیلت و حتی بجایگاه روحانی حکیم داشته واورا از احفاد طاره حضرت پیشوایی اسلام و بعضی او را پیرو مذهب اهل سنت شمرده اند.بهتر است بخشهای از نوشته های استاد خلیلی را با اختصار در مورد وثایق مذکور  بنگاریم:وثیقهِ اول مورخ چهارم ربیع الاول 913 هجری قمری: این وثیقه فرمان ناصرمیرزایکی از حکمرانان تیموری بدخشان است مع الاسف مهر درست خوانده نمیشود مدور و به خط ثلث است وچون بسیار مقرمط کنده شده ، تنها در قسمت تحتانی"سلطان ناصربهادر"ودر قسمت بالا "عمرشیخ" خوانده میشود که عمر شیخ پسر سلطان ابوسعید بن محمد میرانشاه بن امیر تیمورکورگانست وعمر شیخ پدر ظهیرالدین محمد بابر، موسس سلطنت مغلیه در هندوستان، مدفون کابل و متوفی 937هجری میباشد.ناصر میرزا برادر کوچک بابر است که مادر وی "غنچه جی امید" از مردم اندیجان بود و ناصر میرزا در سال 953 هنگامیکه همایون از کابل بجنگ سلیمان میرزا عازم بدخشان بود به امر همایون در قره باغ کوهدامن کشته شد و شاید روستایی قلعه ناصرخان در کوهدامن موسوم بنام او باشد.این وثیقه به شکست بسیار زیبا نوشته شده و بسیار شبیه است به خط درویش"عبدالله سلطان بلخی" که از استادان خط و تا آخر دولت سلطان حسین بایقرا (912) در قید حیات بود و همچنان بخط منشی اختیارالدین شباهت دارد که در همین سالها نیزیست در پشت نسخه جابجا مهرهای قضات وارباب حل وعقد بمشاهده میرسد.وثیقه دوم در عصر سلطان محمود میرزا پادشاه بدخشان ،  پسر ابوسعید کورگان و کاکای بابر که به علت جنگ با کفار کتور بنام غازی شهرت یافت نوشته شده است.این وثیقه در ماه شوال سال 892 هجری مهر شده است.وثیقهِ سوم بتاریخ 1007 مهر شده است  که آنرا به همایون پسر بابر نسبت میدهدند.وثیقه چهارم  بحکم سلیمان میرزا شاه بدخشان صادر گردیده است که تاریخ صدور ان 927 است.

وثیقهِ پنجم فبه فرمان ندر محمد خان امیر هشترخانی صادر شده است.در تمام این فرامین متولیان مزار ناصر خسرو و املاک وقفی مربوط به آنها از دادن مالیات معاف شده اند..تعجب  اینجاست که در هیچ یک ازین اسناد که تقریباً حاوی بر طول مدت 500 سالست ناصر خسرو به صفت حجت خراسان و پیشوایی اسمعیلیان و موسس طریقهِ ناصریه و اباحتی و باطنی و قرمطی خوانده نشده بلکه او را به القاب برهان الاولیا و الاتقیا و سالک سنن سید المرسلین، خوانده وهمه متفقاً اورا از سلالهِ طاهرهِ سادات شناخته اند یاد شده است اکنون نیز متولیان مزاراو که ساکنان درهِ یمگان میباشند او را پیرو هذهب اهل سنت میدانند و خود نیز حنفی راسخ الاعتقاداند ومزار وی مورد احترام و تمجید مردم است.استاد خلیلی در مورد آثار متروکهِ موجود در مزار ناصرخسرو چنین مینگارد: دو نسخه قرآن کریم در سه جلد برسرتربت حکیم است آن نسخه که در دو جلد نوشته شده ، خط آن قدیمی ، کاعذ آن نیز بسیار مستعمل است متولیان گویند جلد اول بخط ناصر خسرو و جلد دوم بخط میر سید علی همدانی متوفی(786 ) میباشد ولی این مسله درخور تامل و تدقیقست. نسخهِ دوم بخط بسیار متاخر است که از طرف میرشاه نام بدخشی وقف گردیده است. صندوقها ی محفظهِ قرآن کریم قدیمی و از چوبست و نقشهای نیز دارد یک کچکول قدیمی نیز از قدیم برگوشهِ دیوار آویخته شده است. مانگونه که میداینم وثایق را کهگدای برد اما آنقدر انصاف داشت که دست از سر نسخه های قرآن کریم برداشت اما نسخهِ اول را هم که در نوع خود در افغانستان بینظیر بود آقای عبد الحی حبیبی و یارانش در زمان حکومت داود خان(1356) بردند که به اساس اطالاعات بدست آمده خوشبختانه هنوز هم در یکی از نهانگاه های آرشیف ملی محفوظ است که خدا کند چنین باشد، گوش شیطان کر چشم دلال کور.

اما سوال در مورد نسخه دوم است که فعلاً در کجاست در مزار ناصر خسرو یا در چنگ دلالان فرهنگ جلاب، باید سرنوشتش معلوم گردد.