پادشاهان سخنور بدخشان

سید عمر ملقب به ملک جهانشاه ، متخلص به یمگی یکی از جملهِ فرمانروایان قدرتمند و پر جلال بدخشان بزرگ بود، از تاریخ تولد او خبری در دست نیست به قول شاه عبد الله خان بدخشی او معاصر ناصر خسرو میباشد( درینصورت ملک جهانشاه در نیمهِ قرن پنجم هجری قمری شاه بدخشان بزرگ بوده و سلطنت او تا اواخر این قرن ادامه یافته است چون به قول برادر ناصر خسرو  ،  ملک جهانشاه از مرگ ناصرخسرو بسیار متاثر شده و تا آنزمان در قید حیات بوده است زیرا ناصر خسرو درسال 444 به یمگان رفته ودر سال 481 هجری قمری در همانجا وفات کرده است) که ناصر خسرو در زمان حکومت او به بدخشان آمده است و از سوی این شاه ادیب و هنر پرور پذیرایی شده است ، هر چند در اوایل عدهِ از سخن چینان و بد اندیشان سخنانی بسیاری در مورد ناصر خسرو به او گفتند که بدینوسیله میخواستند شاه را نسبت به ناصر خسرو بدگمان کنند اما بر خلاف خواست انها شاه طی چندین صحبت ناصر خسرو را مردی حکیم ودانشمند یافته او را مورد الطاف شاهانه قرار داده قریه سوغان (حضرت سعید) را در درهِ یمگان بدخشان جهت سکونت او اختصاص داد و در قسمت تامین معیشت وی توجه خاص مبذول داشت (درصفحهِ 246 تاریخ بیهقی آمده است: در سنهِ 422 احمد بن علی والی بدخشان ازسلطان مسعود غزنوی در بدخشان پذیرای کرد،علی بن احمد پسراو مقدم ناصر خسرو را گرامی داشت و او را در درهِ یمگان اسکان داد، خاندان علی بن اسددر سالهای 429-427 هنگامیکه دیگر مناطق آسیای میانه، بلخ و تخارستان به زیر سلطهِ سلجوقیان بود،  در بدخشان حکومت مستقل داشتند)

 مقر سلطنت ملک جهانشاه شهر بهارستان و حدود فرمانروایی او از بلخ تا ترکستان چین وسعت داشت.حدود تاریخی بدخشان که مورخین آنرا از غرب به کوهِ ایرگنک ، واقع در غرب شهر تاریخی کندز ، در شرق به بلور داغ ترکستان شرقی (سنکیانگ ) ، از شمال به حصار شادمان( اکنون در سر زمین تاجکستان موقیعت دارد)و از جنوب به کشمیر مینگارند در زمان همین پادشاه تثبیت و استحکام یافت.او چندین باربه بخارا لشکرکشی نموده حدود شمالی بدخشان را از دریایی آمو تا حصار شادمان وسعت داد ،  نه سال قبل از وفاتش هنگامیکه در یکی از کوه های بدخشان مشغول شکار بود از فراز سنگی به زیر افتاده ، پایش مجروح شد ، و تا آخر عمر ازان جراحت عذاب دید در روزهای آخر عمر زمانیکه با عدهِ از مصاحبانش عازم کشمیر یکی از توابع بدخشان بزرگ بود درد پایش بیشتر شده مجبوربه بازگشت به وطن گردید، اما قبل از رسیدن به بهارستان مرکز فرمانرواییش در قریهِ ایر غسک واقع در درهِ یمگان که یک روز با بهارستان فاصله داشت جان بجان آفرین تسلیم نموده بنا بر وصیت خودش در همانجا دفن گردید، مزار این فرمانروایی شهیر بدخشان بزرگ همین حالا در ایرغسک موجود میباشد. نمونهِ کلام:

جهان یکسر اسیر طرهِ پر پیچ و تاب تو

دوعالم پایبند یک نگاهِ پر عتاب تو

فنا گرید به احوال دو چشم خونفشان من

ادا نازد بوضه چشمهایی نیم خواب تو

فلاکت همدم صد ناله بر زکم کباب من

سعادت همرکاب ناز چشم پر شراب تو

شکوه و دولت اقبال محکوم عنان من

غبار قدرت من محو خورشید رکاب تو

یکی نالد ز طلمت بر دل صد پارهِ"یمگی"

دیگر گوید هزار احسن به این کار صواب تو